تبليغاتX
چه رنگی باشم خوبه؟

چه رنگی باشم خوبه؟

صورتی رو دوس دارم نه به خاطر رنگش به خاطر اسمش!

دیگه آپ نمیشه !

اسباب کشی کلدممممممم. کولوچه و دزیره و خانوم زیگزاگ و توت فرنگی و گلی تنبلی  چون باهم زیاد رفت و آمد داریم  از لینکای جدیدن !

براتون خصوصی آدرس وبلاگ جدیده رو میذارمممم! ولی لطفا لینک نکنید !

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 19:49 توسط دخی(کوچولوی صورتی) |

چی بگمممم خببببب!

عخشی پاشده رفته نمیدونم کجا گفت یه روزه میام وقتی هم اومدم اسی میدم ولی نیومده ! دلتنگ میباشم خببب!چیکار بکنم آیا؟ هرچی میزنگم دردسترس نیست ! یعنی هنوز اونجاس ! البت دیشب یه شماره ی مشکوک از یه خونه تو نمیدونم کجا که کدش خیلی عجیب و غریب بود تماس گرفت سه بار که من جواب ندادم ! شاید خودش بوده گوشیش آنتن نمیداده از اونجا زنگولیده بوده بگه نمیاد ! چرا ورنداشتمممممم؟ دیگه نتونستم صبر کنم زنگولیدم به اون یکی خطش ! زنگ خورد قطع کردم بعد اسی دادم " کجایی تو؟" جوابی نیومد بعد دوباره زنگیدم یه خانومی ورداشت !گفتم با عخشی کار دارم گفت " گوشی" بعد گوشی رو داد به یه مرده گفتم " شما عخشی هستی؟"  گیر داد " شما ؟ " گفتم " من با عخشی کار دارم " هی اینقد گفت " شما " "شما " "شما" که منم دیگه قطع کردم ! فک کنم این گوشیشو نبرده بود مامان باباش برداشته بودن داشتن منو میشناخوندن خبببب!

حالا من چیکار توووونم؟  اکنون غصه دار میباشمممم!

دیروز ماهگرد اولین دیدارمون بود !Cheerleaderتبریک تبریک تبریککککک! Clapاولین بار با هم رفتیم پارک ن و ی د ! هی بهم میگفت چرا منو نیگا نمیکنی ؟ هی اینور و اونورو نیگا میتوووونی؟

خببببب خجالت میتشیدممممم اما الان هی نیگاش میتونم هی نگاش میتونم اینقده نیگاش میتوووونممممممممم تا از رو بره! (ولی از رو نمیره ! )

امروز بنده زحمت کشیدن کردم و ماتاباگ درس نمودم برای ناهار ! دسسسسم درد نکنه ! معرکه شد !تشششششششششویق!

اون غذاهه هم که هی منتظر بودم درسش کنم ببینم خوب میشه یا نه رم درس کلدمممم ! دلمه ی کدو بود ! هرکی خورد تعریف کررررد ! خودمم که از هر غذایی خوشم نمیاد خوشم اومد ازش ! واقعا از دس پخت خودم لذت میبرمممم 

من مغرور نیستممممم! 

پریروزم سوپ جو درس کلدم که اونم خیلی خوشمزه شد ولی ازش یاد گرفتم که جو رو یه کم دیرتر بریزم تا له نشه و اینکه سوپ زمستون بیشتر میچسبه و تابستون بهتره درس نشه ! ولی بازم مامانم شد تقویت روحیه ی من و کلی تشویقم کرد  

کادوی تفلد هم مامانم پول داد آجی گوگول کوچولومم پول داد ! بابامو اون آجیمم از راه دور کلی برام لاو ترکوندن ! مصی یه عروسک خرس ! و مینی هم یه عروسک جوجو! و اما عخشی هم یه دسبند نقره !  دس همشون درد نکنه ! ملسییییییییی

حالا منم برا عخشی که جمعه تفلدشه کلی چیز میز خریدم که مامانم اینقده بهم خندید ! گفت" تو میخوای اینا رو بدی بهش؟!  " خبببب مگه چیه !

مینی هم بهم گفت من از اون روزی خندم میگیره که تو میخوای اینا رو بگیری دستت ببری براش ! هی میزنن تو ذوقم هی میزنن تو ذوقم ! اصلا چه معنی داره !

روز دوشنبه ای میشد هفتم مرداد با مینی و مصی و عخشی تصمیم گلفتیم بریم max . آخه شیرینی تفلدمو به مامی و آجی گوگول داده بودم ولی ایناهم میخواستن ! ساعت ۱۱مصی اومد خونمون ! یه ربع بعد مینی هم اومد ! شت سر مینی مامی و آجی گوگولم از دندونپزشکی اومدن !

یه کم نیشستیم حرف زدیم بعد لباس پوشیدم با مینی و مصی زدیم بیرون ! به عخشی زنگولیدم قرارارو گذاشتیم ! بعد رفتیم مغازه آلبومی که برا عخشی خریده بودمو عوض کنم آخه زدگی داش ! بعد یکی دیگه گلفتم دخترونه بود تصمیم گرفتم ببرمش برا زهرا عروسم سوغات! میبینی چه مادر شوهر خوبیمممم !

بعد مصی ما رو کشوند  س ت ا د  مارم که اونجا راه نمیدادن با این وضعمون ! بیرون موندیم زیر آفتاب ! مصی رف دو دیقه دیگه اومد گفت آقاهه نبوده !

اوووووووووووووووووووووووووففففففف چقد داره طولانی میشه !

حالاااا رفتیم یه جا نشستیم منتظر عخشی خان ! منم هی توهم میزدم ایناهاش اومد ! بعد میدیدیم که نخییییییر ! بعد که اومد max دیگه بسته بود من نمیدونم اگه ناهار میدن چرا وقت ناهار غذاشون تموم میشه فک کنم صبحانه میدادن ! راه افتادیم رفتیم پیتزا ه م ا ف ر ا ن ! نیشستیم خولدیم عخشی رم سرکار گذاشتیم گفتیم این مینی نیس ! آجی گوگول منه ! از مسافلت بلگشته ! آخر سر برا آجی گوگول کوچیکه هم که زنگ زده بود سفارش ساندویچ کرده بود ساندویچشو گرفتیمو راه افتادیم طرف خونه !

آب معدنی خریدم عخشی زحمت کشید آوردش بالا ! دسش درد نکنه ! و مصی رفت خونشون ! مینی یه دو ساعتی پیشم موند و اونم رفت ! و این بود تمام قضایااااا !

بعععععععععععععععععععععععله !

عخشی هنوز نزنگولیده

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 16:6 توسط دخی(کوچولوی صورتی) |

Birthday PartyBirthday PartyBirthday PartyBirthday Party

 

دس Yahدس دس Yahآها حالا دس دس Yahهووووووو Yah

 خبر خبر YahYahتفلد تفلد تفلدمون مبالک !YahYah

!Yah حالا دسسسسسسسسسسYahحالا همه باهم تفلد تفلد تفلدمون مبارکککککYah

 

حالا دوباره دسسسسسسس دسسسسسYahYahYahYahYahYahYahYah

 

اینا ابراز احساساته! بععععععععععععععله!

Birthday PartyBirthday PartyBirthday PartyBirthday Party

به عرض حضار محترم میرسانم که دیروز تفلدم بود ! و جمعه ی هفته ی دیگه تفلد عخشیه ! قرار بود اونروز یعنی روز تفلد عخشی جان  آپ کنم ولی نه که مهسا خیلی خیلی خیلی خیلی اصرار کردمنم گفتم دلشو نشکونمممممن بهتر از این بلد نیستم مجلس گرمی کنم خودتون ردیفش کنید !  رو سفیدمون کنید دیگه !

 من بازم میاممممم

اینم واسه همه ی مهمونای خوشملللللمممم

 

 فعلا

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 20:11 توسط دخی(کوچولوی صورتی) |

های !

اوووووووووووووووووووووووووووف خسته شدممممممممممم انقد به پیش دانشگاهی فکر کردم مریدمممم به خدا. آخه پیش به چه درد میخوره ؟ دارم کلافه میشم دیگه! آلرژی گرفتم روش شدید! میخواستم دیگه ادامه تحصیل ندم به خاطر این پیشه! ولی دیدم اینجوری فقط خودمو بیچاره میکنم اصلنشم همش تخصیر آموزش پلورشه! اه ه ه ه ه اصلا چه معنی داره؟!  خیلی وخ تلف کنیه! حالا خوبه ما باز مهر پامیشیم تشریف مبارکمونو میبریم مدرسه ! این پری دیوونه از تیر میره پیش میخونه ! مخ ندارن که ! آخه بگو نه ماه کمه! که سه ماه تابستونتم میذاری پاش! اگه دستم بهش میرسید محکم میکوبیدم تو ملاجش ! میگفتم "آخه دیوونه مگه تازه امتحانای خردادتو ندادی؟! جواب اعتراضت مگه اومده پاشدی لش بردی پیش!" خنگوووووووول

اصلا به من چه ! ایییییییییییییییششششش

مهسا ی دیوونه چرا وبلاگتو حذفولوندی؟!آخه من از دست همه بکشم از دست تو هم بکشم؟

بنده یاد گرفتم به غیر از سالاد الویه کوکو و املت هم درس کنمChef بععععععععععععله

بالاخره مانتومو خریدم پشتشم رفتم کفش و شلوار خریدم . عقده ای شده بودم به خدا ! میدونین چن وخ بود نخریده بودم؟! عید که ملت نمیدونم از کی میرن میخرن ما که میریم هرچی جنس خراب و بنجل میریزن جولومون ! بعدشم که درگیر مدرسه میشیم هیچی !این ماهم  که ماشالا قربونش برم هرچی مناسبت بود انداختن تو تیر ! دیگه پولی نموند واسمون خبببب الانم خیلی خوشحال میباشم . تازشم عخشی بهم گفت سریع بپوششون بیا پیشم !  

یه خوراک جدید یاد گرفتم به مامانم گفتم بره مرغ بخره فردا درس کنم ! اگه خوب شد و خوشمزه دراومد دیگه من میرم آشپز میشم اصلنشمممم

توتی جان شمام یه دفه ای یه آپی میکنی اااا! نمیگی ما چشم و گوشمون عملا به طرز غیر منتظره ای باز میشه ! 

بچه ها اینو ببینین این منم تو بچگی : ()

شما آهنگای علی عبدالمالکی رو شنیدین ؟! دیوونه ی این آهنگشم که میگه

" تو رو خدا گریه نکن اینقد نگو نرو نرو

 بغضم داره میترکه اینقد نگو نرو نرو

 اینجوری بی تابی نکن الهی قربونت برم

خدانگهدارت باشه باید برم باید برم " عخشی جونم بهم دادتششش

 

خیلی چیزای دیگه ام هست که میخوام بگم شاید بعد اومدم اضافه کلدم  فعلنه بای بای جیگولی ااا

 

با عخشی جان: " من از خدامه بمونی کنارم من که به جز تو کسیو ندارم "(اینم باز از علی عبدالملکی بودش !)

 

Get Well

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 0:25 توسط دخی(کوچولوی صورتی) |

های خوفید؟

روز بابایی مبالک. بابایی گلم خدا تو رو واسه ما نگه داره . الان دلم برات خیلی تنگ شده ولی خودت که منو میشناسی کسی نیستم که بخوام بیام بغلت کنم و بوست کنم و گاهی دلتنگی هامو و محبتامو بهت نشون بدم . بابا یی به خدا از غرور نیست . دست خودم نیست من از همون اول کسی نبودم که احساسمو بیارم به زبون . نه فقط این احساسا رو . همه رو ! باورت میشه بعضی وقتا از دل درد میمیرم ولی صدام در نمیاد! بابایی گاهی گریه میکنم واسه تو واسه مامانی . واسه اینکه حتی حرکاتم نشون نمیده که دوستتون دارم

چن شب پیش مامان یه چیزی بهم گفت! گفت : تو خیلی بدی گفت : اصلا نمیخوای ما رو با رفتارت دلگرم کنی گفت : بابایی خیلی دوستت داره...

  بابا دوست دارم

روزت خیلی مبارک

خودت گفتی اینجا رو میخونی ! مگه نگفتی؟! حالام بخونش .

من بدمممممممممممممممممم . بددددددددددد!

بعدا میام یه آپ دیگه میکنم اتفاقای این چن روزو مینویسم

شایدم ادامه ی اون پست رو بنویسم که نصفه نیمه ولش کلدم

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:1 توسط دخی(کوچولوی صورتی) |

من...

دخی یه کوچولوی صورتی ام

17 سالمه

یه دختر آروم و یکمی شیطون

برای خودم زندگی میکنم

اینجا رو هم برای دل خودم ساختم

تا توش بفهمم دوست چیه

و دوستی چه رنگی غیر از صورتیه؟

من یه عالمه دوست میخوام

یه عالمه دوست صورتی...

با من دوست میشی؟؟؟؟

Home
Email
Night Skin